Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘حلقه گمشده’

فرگشت (تکامل) نظریه‌ای علمی و مجموعه‌ای از واقعیت‌‌هایی است كه این نظریه در پی توضیح و تشریح آن‌هاست. جانداران پیوسته در حال تغییر و تحول‌اند و فرگ در پی درک چگونگی و اساس این تغییر و تحول است. نظریه‌ی فرگشت از راه انتخاب طبیعی، كه داروین حدود ۱۵۰ سال پیش آن را تشریح كرد، توضیحی برای این تغییر و تحول همیشگی است. البته، این نظریه طی سال‌های اخیر پخته‌تر شده و اكنون یكی از استوارترین و موثرترین اندیشه‌های علمی محسوب می‌شود كه تاكنون علم برای بشر به ارمغان آورده است . به بیان ریچارد داوكینز، جانورشناس بریتانیایی، «اگر جاندارانی از سیاره‌های دیگر می‌خواستند سطح توسعه هوشی ما را بسنجند، نخستین چیزی كه می‌خواستند بدانند این بود كه آیا ما تا به حال فرگشت را كشف كرده ایم.»

شواهد زیادی از فرگشت پشتیبانی می‌كنند . امروزه برعكس زمان داروین، این شواهد به بقایای فسیلی محدود نمی‌شوند. زیست‌شناسی مولكولی شواهد محكمی بر تایید آن فراهم كرده است . با وجود این، برخی برداشت‌های نادرست باعث شده‌اند كه برخی از افراد آن را نپذیرند و برخی سخنان غیر علمی را به عنوان شواهدی علمی علیه فرگشت عرضه كنند . اغلب این افراد تلاش می‌كنند از «جنبه منفی معلومات بشر» برای اثبات ادعاهای خود بهره گیرند. به عبارت دیگر، آنان توان اثبات ادعای خود را ندارند، بلكه همواره تلاش می‌كنند نقص‌های احتمالی یک نظریه را دلیل ادعای خود مطرح كنند. اما با افزایش آگاهی ما از فرایندهایی كه حیات را پیش می‌برند، بسیاری از این نقص‌ها كه در واقع مجهول‌های ما و نه نقص‌های فرگشت بوده‌اند، رفع شده‌اند.

در این مقاله، برخی از مهم‌ترین برداشت‌های نادرست از فرگشت، گردآوری و بررسی شده‌اند.

۱. فرگشت یک حقیقت یا قانون علمی نیست بلكه فقط یک نظریه است. (بیشتر…)

Advertisements

Read Full Post »

ایپ‌ها و شکاف‌ها در ذهن

(بخشی از کتاب «پروژه ی اِیپ های بزرگ»[۱] ویراسته پائولا کاوالیری و پیتر سینگر ‹۱۹۹۳›)

آقای محترم،

شما برای نجات گوریل ها، درخواست اعانه کرده اید. مسلماً این کاری است بسیار ستودنی؛ ولی ظاهراً توجه ندارید که هزاران کودک در همان قاره ی آفریقا در حال رنج بردن هستند. تا زمانی که آخرین کودکان انسان نجات یافته باشند برای نگران گوریل ها شدن فرصت خواهیم داشت؛. پس لطفا بگذارید اولویت ها را درست انتخاب کنیم!

احتمالا این نامه ی فرضی می توانست نوشته ی هر انسان خوش نیتی باشد. هدف من از کنایه زدن به آن، این نیست که بگویم اولویت دادن به کودکان انسان کار اشتباهی است. من انتظار دارم که همینطور هم باشد؛ ولی تنها می خواهم به این واکنش خودکار و استاندارد دوگانه ی «گونه پرستان»[۲] اشاره کنم.

بسیاری از انسان ها بدون هیچگونه جر و بحثی معتقدند که نوع بشر مستحق طرز رفتار ویژه ای است. برای فهم این نکته، نامه ی زیر را بخوانید که در آن نام گونه ی انسان [کودک] با گونه ی دیگری جایگزین شده است:

آقای محترم،

شما برای نجات گوریل ها، اعانه درخواست کرده اید. مسلماً این کاری است بسیار ستودنی؛ ولی ظاهراً توجه ندارید که هزاران مورچه خوار در همان قاره ی آفریقا در حال رنج بردن هستند. تا زمانی که آخرین مورچه خوار نجات یافته باشد برای نگران گوریل ها شدن فرصت خواهیم داشت؛ پس لطفا بگذارید اولویت ها را درست انتخاب کنیم!

نامه ی دوم به روشنی این پرسش را دامن می زند که: چه چیز مورچه خوار این قدر ویژه است؟ این قطعا سوال خوبی است؛ و پیش از جدی گرفتن قضیه باید به آن پاسخ قانع کننده ای بدهیم. ولی در مورد نامه ی نخست برای بیشتر مردم هرگز چنین پرسشی مطرح نمی شود. چه چیزی انسان را بسیار ویژه می سازد؟ همانطور که گفتم من این پرسش را نفی نمی کنم. به احتمال قوی این پرسش پاسخ قاطعی هم دارد. تنها انتقاد من به قصور از تفکر درباره ی این است تا که چرا چنین پرسشی درباره ی انسان مطرح نمی شود.

فرض ضمنی گونه پرستان بسیار ساده است: انسان ها انسانند و گوریل ها گوریل. شکاف بین این دو گونه، به قعر یک دره است  و ارزش زندگی یک کودک بیش از ارزش زندگی همه ی گوریل های جهان است. «ارزش» زندگی یک حیوان تنها به قدر هزینه ی جایگزین کردن آن برای صاحبش است، یا در مورد یک گونه ی در حال انقراض، [جبران فقدان آن گونه] برای انسانیت. ولی وقتی برچسب «هوموساپینس»[۳] به چیزی خورد، حتی اگر آن چیز یک بافت جنینی فاقد احساس باشد، ناگهان ارزش زندگی اش سر به فلک می زند.

من این طرز اندیشیدن را «ذهنیت ناپیوسته»[۴] می نامم. (بیشتر…)

Read Full Post »

پس از گذشت بيش از يک قرن از ارائه نظريه فرگشت با انتخاب طبيعي توسط چارلز داروين، اين نظريه توسط تمامی زيست شناسان جهان پذيرفته شده است. با اين وجود هنوز در مجامع عمومي مورد بحث و انتقاد می باشد. منتقدان داروين هفت دليل عمده را برای مخالفت با نظريه فرگشت عنوان می کنند.

۱- فرگشت كاملاً اثبات نشده است: فقط يک نظريه است.

به نظر برخی منتقدان نظریه ی فرگشت داروين، نظريه (Theory) به معنی فقدان دانش است، و به معنی حدس و گمان می باشد. دانشمندان برای كلمه نظريه معنی كاملاً متفاوتی قائل هستند. نظريه ها زمينه های استوار، قابل اعتماد و اثبات شده در علم هستند. هيچ كدام از ما نظريه جاذبه نيوتن را به اين دليل كه «جاذبه فقط يک نظريه است» رد نمی كنيم .

۲- فسيل های حد واسط (حلقه های گمشده) پيدا نشده است : مثلاً هنوز هيچكس مشاهده نكرده كه پا چطور بوجود آمده است.

در روزگار داروين حلقه های گمشده بسياری در ميان شواهد فسيلی وجود داشت. از آن هنگام تا كنون فسيل های بسيار زيادی در مورد فرگشت مهره داران پيدا شده است. رده مشخصی از فسيل ها بين سم داران و وال ها، خزندگان و پستانداران، دايناسورها و پرندگان، ميمون ها و انسان ها يافت شده است. رده های فسيلی به شكل كاملاً وسيعی يافت شده اند.[۱]

۳- طراحی هوشمندانه: اندام های جانداران پيچيده تر از آن هستند كه فرآيندهای تصادفی بتواند آنرا بوجود آورند، وجود ساعت نشاندهنده وجود ساعت ساز است.

حد واسط های فرگشت گوش در مهره داران يافت شده است. حد واسط های فرگشت چشم در ميان تعداد فراوانی از بی مهرگان يافت شده است. در حد واسط ها و روند فرگشت نشانه ای از طراحی هوشمند وجود ندارد. ساختارهای پيچيده ای مثل چشم توسط فرآيندهای سلسله وار و آهسته بوجود آمده است.[۲] (بیشتر…)

Read Full Post »